قورباغه جوشان
ميگن كه اگه قورباغهاي رو تو ظرف آبي بندازيد و حرارت آب رو به آرامي بالا ببريد، قورباغه افزايش حرارت رو احساس نميكنه و سر جاش آرام باقي مي مونه ، وقتی كه درجه حرارت به نقطه جوش میرسه، قورباغه بینوا تازه متوجه ميشه كه چه اتفاقي افتاده ، اما اين موقعیه كه قورباغه بیچاره پخته شده و ميميره.
اين ماجرا اولین بار توسط يك محقق انگليسي در سده نوزدهم مطرح شد و گرچه بعدها برخي از محققين صحت آزمايش او را مورد سوال قرار دادند، اما استنتاجات حاصل از اين «نظريه» در فرهنگ عمومي جا افتاد و به كرات مورد استناد قرار گرفت.
در مقوله اقتصاد، اين تمثيل در شرايطي مورد استناد قرار ميگيرد كه سياستگذاران اقتصادي به تغييرات و تحولاتي كه به آرامي، اما در يك جهت مشخص، به وقوع ميپيوندند، توجه لازم را نشان نميدهند و فقط زماني به خود ميآيند كه آن تغيير و تحولات چنان دامنهاي يافته و چنان بحراني را پديد آورده است كه رهايي از آن ديگر به آساني ميسر نيست.
صرف نظر از صحت يا نادرستي افسانه قورباغه جوشان، آيا انصافا نشانههايي از رفتار مشابهي را در بي خيالي و كم توجهي خود به معضلات اقتصادي كشور نميبينيم؟
قيمت زمين و مسكن بايد تا چه اندازه بالاتر برود تا ما دريابيم كه چيزي در جايي از اقتصاد ما دچار يك بيماري اساسي است؟
چه تعداد و چند درصد از كارخانهها در هر يك از صنايع ما، بايد دچار بحران و ناگزير از «تعديل نيرو» يا توقف كامل شوند تا ما دريابيم كه ادامه اين روال، ركود و كسادي كنوني را به يك بحران اقتصادي تمام عيار مبدل خواهد ساخت؟
واردات كالاهاي خارجي بايد تا چه اندازه افزايش يابد تا ما دريابيم كه تورم داخلي، همراه با سياست تثبيت نرخ ارز و رقابت نابرابري كه از اين رهگذر به توليدكنندگان داخلي تحميل ميشود، سرانجامي جز همان «عقبگرد» صنعتي و كشاورزي كه پيامد غفلت از بيماري هلندي به شمار ميروند، نخواهد داشت؟
كشور ما درآمدهاي ارزي سرشاري دارد. اين موهبتي است كه بسياري از كشورهاي جهان از آن بينصيباند. اما اقتصاد ما گرفتار تورمي است كه قدرت خريد مردم را ميبلعد و ....
توضیح بیشتر در ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نقطه ای در اقیانوس در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت
|